تبليغاتX
خط خطی های صاف یک ذهن بیمار

خط خطی های صاف یک ذهن بیمار

پيغام ماهي ها

رفته بودم سر حوض
تا ببينم شايد، عكس تنهايي خود را درآب،
آب در حوض نبود.

ماهيان مي گفتند:
"هيچ تقصير درختان نيست.
ظهر دم كرده ي تابستان بود،
پسر روشن آب، لب پاشويه نشست
و عقاب خورشيد، آمد او را به هوا برد كه برد.

برق از پولك ما رفت كه رفت.
ولي آن نور درشت،
عكس آن ميخك قرمز در آب
كه اگر باد مي آمد دل او، پشت چين هاي تغافل مي زد،
چشم ما بود.
روزني به اقرار بهشت.

تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي، همت كن
وبگو ماهي ها، حوضشان بي آب است."

باد مي رفت به سر وقت چنار.
من به سر وقت خدا مي رفتم.

لینک | نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 1:7 توسط بهروز باقري |

منو

خانه

مكاتبه

آرشيو

نوشته‌های قبلی

مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
فروردین 1388
آذر 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
دی 1386
مهر 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
مرداد 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384

پیوندها

تي تي

دوستت دارم

آهنگ وبلاگ

ساعت

Copyright © 2005-2006. All Rights Reserved